7:35   May. 13th, 2008      

فرهاد، برادر بزرگ سعید

چند مدتی بهمین ترتیب گذشت ومن دائم در فکر وموقعیت خلوت میگشتم تا کامی دیگر بگیرم چون نصف کاره مانده بود تا اینکه یک روز

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


5:04   May. 8th, 2008      

اولین سکس

ماجرای من بر میگردد به زمان قبل از انقلاب در انزمان من سالهای اخر دبیرستان را سپری میکردم دختری بودم خوشگل

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


0:06   May. 4th, 2008      

نازی و آچار شلاقی

دبیرستانی که بودم یه همسایه داشتیم که من با پسرش، مهدی بازی می کردم. این مهدی یه خواهر داشت به اسم نازی، یه دختر تنبل از لحاظ درسی و لوند از لحاظ بدنی

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


2:55   May. 1st, 2008      

اولين سكسم با دختر عمه سميرا

اسم من آرمان هستم 17 سالمه و یه داداش دارم

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


23:19   Mar. 3rd, 2008      

سكس با خواهرم سمانه

هنوز هم باور كردنش برام سخته و مطمعن هستم هیچكس هم باورش نمیشه. من سجاد و خواهرم سمانه تقریبا مدتیه با هم سكس داریم

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


23:33   Jan. 3rd, 2008      

من هم مثل پسرش

من هیچوقت عادت نداشتم با همكلاسیهام خونه دانشجویی بگیرم، بلكه همیشه تنها یك خونه دربست اجاره میكردم.

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


19:49   Dec. 25th, 2007      

بهترین روش تدریس زبان انگلیسی

اونروز مثل بقیه روزهای گرم مرداد ماه شیراز، هوا داغ بود. منم توی کلاس زبان انگلیسی یکی از آموزشگاههای تقویتی ، برای اینکه اون سال تو انگلیسی سال سوم تجدید شده بودم ، ثبت نام کرده بودم .

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


17:20   Dec. 22nd, 2007      

كردن مامان

ماجرایی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به گاییدن مامانم که دو سال پیش اتفاق افتاد.

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


9:19   Nov. 22nd, 2007      

داستان و فیلم سکس با یک دختر ایرانی

ماجرای دست اول آیسان

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


9:16        

مادر خوب، پدر بد (قسمت دوم: پسران خوب)

(قسمت نخست این داستان را اگر نخوانده اید مطالعه کنید.)

سه ماه از آن ماجرا گذشت، بعد از آن روز خودم را خوشبخت‌ترين آدم دنيا تصور مي‌كردم

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


6:06   Oct. 31st, 2007      

دختر حاج خانوم

يه ماه ميشد كه خونمو عوض كرده بودم. يه اتاق فسقلي تو يه خونه قديمي گرفته بودم.

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


23:12   Oct. 21st, 2007      

مادر خوب، پدر بد

از وقتي كه خودم را شناختم زندگيم پر از آشفتگي بود، دعوا و درگيري پدرم با مادرم. پدرم يك آدم عياش و خوشگذران و البته پولدار بود.

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


7:29   Oct. 19th, 2007      

سفر به شمال

موضوع بر می گرده به 6 سال قبل که از شدت خستگی کاری تصمیم گرفتم که پنج شنبه و جمعه رو به شمال برم

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


23:56   Sep. 24th, 2007      

سکس من و مژگان در خانه ی ترانه

رفته بودم دبی برای انجام دادن کارهام، روز آخرهول هولکی به سرووضعم که اين چندروزه حسابی به هم ريخته بود رسيدم و

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


7:58   Sep. 17th, 2007      

دومین سکس من با مژگان

بعد از سکس عجيب و غريب و تا حدی وحشيانه ای که اون روزعصر با مژگان داشتم

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


2:52   May. 14th, 2007      

زن عمو

بابام سه سال پیش مرد(سرطان گرفت) و فقط من موندم و خواهرم و مامان جون.

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


22:17   May. 8th, 2007      

خانوم معلم

حدود 7 سال پيش من سال آخر دبيرستان بودم و تا اون موقع با هيچ جنس مخالف خودم تماس فيزيكي نداشتم

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


19:30   May. 3rd, 2007      

روز ابدي

سالهاي زيادي از آن روز گذشته است و تمام خاطرات آن سالها تبديل به مهي شده اند كه دست زمان همه آنها را پراكنده و داغان كرده است

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


22:49   Apr. 20th, 2007      

گماشته

هفده سالم بود كه عاشق دختر همسايمان شدم. براي اينكه زودتر با او ازدواج كنم داوطلبانه عازم سربازي شدم.

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


23:39   Apr. 18th, 2007      

دختر عمه مرضيه نازم

تازه از دبيرستان رسيده بودم خونه . بقول معروف روده بزرگم داشت دهن روده كوچكه رو سرويس مي كرد

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


21:49   Apr. 6th, 2007      

اولين سکس با مژگان

مدتهاست دارم با خودم کلنجار ميرم که آيا اين قصه رو بنويسم يا نه؟ شايد اگه فرا خوان مسابقه داستان نويسی تخمه نبود هرگز رغبت نميکردم دست به قلم ببرم

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


16:28   Mar. 28th, 2007      

من منا 22 سال دارم

من منا هستم و 22 سال دارم. دانشجوی رشته مهندسی شیمی تو یکی از دانشگاههای سراسری تهران هستم.

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


20:00   Mar. 21st, 2007      

گود بای پارتی پانته آ

ساعت یه ربع به چهار بود من جلوی کامپیوترم نشسته بودم و داشتم بازی میکردم که موبایلم شروع کرد به زنگ خوردن گوشی رو برداشتم و جواب دادم رامین بود بهترین دوستم بهم گفت که امشب گود بای پارتی پانته آ ست تو هم دعوت کرده میتونی بیای گفتم آره میام رامینم گفت پس تا سه ساعت دیگه میام اونجا که با هم بریم

(افزوده شده به‌دست یک شرکت کننده ی مسابقه)


20:22   Jan. 1st, 2007      

تخمه برگزار می کند: مسابقه ی داستان سکسی نویسی

به مناسبت آغاز سال نوی میلادی و در پاسخ به دوستانی که درخواست درج داستان های سکسی در سایت داشتند، تصمیم بر آن شد که با ترکیب این قضیه با یک مسابقه، تنور این بخش را گرم کنیم.

(افزوده شده به‌دست ShadowMan)


Your Ad Here


عکس های سکسی، دختران همجنس باز و ...



May 2008
S S M T W T F
« Apr    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  




برای گذراندن اوقات بی‌کاری، چه چیز به‌تر از